
علیرضا حقیقی ، از آرامش تا جنجال
"تیم ملی ام آرزوست..."
«دروازه بان پرسپولیس از سبک زندگی،آرزوها و نگرانی هایش می گوید»
***
"از اول دروازه بان بودم"
در یک مورد استثنا هستم.اکثر فوتبالیست هی امروزی اگر مهاجم باشند ، حتما فوتبال را از دروازه بانی شروع کرده اند یا اگر هم الآن دروازه بان هستند ، قبلا هافبک یا مهاجم بوده اند؛ اما من از همان اول دروازه بان بودم.
"پاتوق ندارم"
به عنوان یک بازیکن لیگ برتری تفریحات آنچنانی ندارم ، یا با دوستانم هستم یا در خانه می مانم ،به همین دلیل علیرغم اینکه با صاحب اکثر رستوران ها آشنا هستم ؛ اما هیچ پاتوق خاصی ندارم.ما فوتبالیست ها مجبوریم حرفه ای فکر کنیم ، به همین دلیل در اکثر مواقع تفریح من فیلم دیدن است.
"لباس کهنه هم به آدم خوش تیپ می آید"
اگرچه برای تیپم پول خرج می کنم ؛ اما اینطوری نیست که فقط دست روی لباس های گران قیمت بگذارم.بحث خودم نیست و نمی خواهم از خودم تعریف کنم؛ ولی فکر می کنم آدم خوش تیپ هر چه بپوشد بهش می آید حتی اگر لباس پاره هم بپوشد ،باز مردم می گویند چقدر آن لباس به او می آید.
"محبوبیت مهمتر از شهرت"
شهرت چیز خوبی است ؛ اما به نظر من محبوبیت با ارزش تر از شهرت است.مدت زمان محبوبیت کم است و بسیاری از افراد با وجود آنکه معروف و مشهور بودند ؛ اما محبوب نبودند.
"الگوی من تختی"
نمیدانم محبوب هستم یا مشهور، این سوال را باید از دیگران بپرسید ؛ اما طبیعتا دوست دارم محبوب باشم.میدانم هیچوقت نمیتوانم مثل تختی باشم؛ اما سعی می کنم ، او را الگویمم قرار دهم.
"تافته جدا بافته نیستم"
برای اینکه شخص محبوبی باشم، باید اول از همه مردمی باشم، چون ما تافته جدا بافته نیستیم و مردم باید مارا از خودشان بدانند.
"کار خیر شخصی است"
کار خیر؟خب بهتر است در این مورد صحبت نکنم چون فکر می کنم این مسئله شخصی است و پیش خودم بماند ، بهتر است.
"به دنبال پیراهن تیم ملی"
هر آدمی برای خودش آرزوهای مختلفی دارد ، من هم از این قاعده مستثنی نیستم و مثل هر فوتبالیست دیگری پوشیدن پیراهن تیم ملی ، بزرگترین آرزوی من است.
"زیاد برای لباس سختی نکشیدم*"
هنگام لباس خریدن ،دردسر زیادی می کشم.شاید تنها در یکی دو مورد بود که مشکل به وجود آمد.حالا من که هیچی ؛ ولی واقعا این بسکتبالیست ها با آن قدشان کار سختی برای خرید لباس دارند!
"حجازی خیلی خوش تیپ است"
ناصر حجازی واقعا آدم خوش تیپی است و لباس هایی که می پوشد، کاملا برازنده اوست متاسفانه عکس جوانی های او را ندیده ام که بدانم او زمان جوانی اش چگونه لباس می پوشیده است.
"لباس ایرانی خوب باشد، می خرم "
تا 5-4 سال قبل، فقط از مغازه های ایرانی لباس می خریدم؛ اما الآن دیگر ااین کار را انجام نمی دهم، چون جنس لباس واقعا برایم مهم است.باید قبول کرد دوخت خارجی بعضی وقت ها بهتر از دوخت ایرانی است ولی این موضوع به خاطر پز دادن و چشم و هم چشمی نیست.من خیلی وقت ها هم لباس ایرانی می پوشم اگر کیفیت لباس خوب باشد، محل دوخت آن برایم مهم نیست، حالا چه ایران باشد و چه کره مریخ!
"دنبال ابداع هستم"
وسواسی که روی لباس پوشیدن دارم، به دلیل این است که همیشه میخواهم یک چیز جدید ابداع کنم.نمیخواهم وقتی لباس می پوشم بگویند قبلا این لباس را تن چند نفر دیگر دیده اند.میخواهم خودم لباس هایم را انتخاب کنم و به همین دلیل، از بین کاتالوگ های مختلف ، سعی میکنم ترکیب ها را با هم هماهنگ کنم.با تمام علاقه ای که به این کار دارم ، دوست ندارم طراح لباس و مد شوم.
"فیلم کمدی می بینم و ترسناک"
فیلم دیدن من هم داستان جالبی دارد.شاید تا امروز 10 فیلم ایرانی هم ندیده باشم!فیلم های خارجی هم که می بینم، نه اسمش را می دانم و نه نام بازیگرانش را.حتما می پرسید پس مبنای فیلم دیدن علیرضا حقیقی چیست؟خب،سعی میکنم از روی موضوع ، فیلم را انتخاب کنم.قبلا خیلی ترسناک می دیدم؛ اما الآن رفته ام سراغ ژانر کمدی، البته میدانم این 2 سبک هیچ ارتباطی با هم ندارند.
"از حجازی تا عابد زاده و طباطبایی"
معلوم نیست چه داستانی وجود دارد که اکثر دروازه بان های ایرانی ، افراد خوش قیافه و خوش تیپ هستند.چهره شاخص آنها ، ناصر حجازی است که همه روی خوش لباسی و شیک پوشی او تاکید دارند.فرق حجازی با سایر افراد خوش لباس ، شاید در این نکته باشد که او برخلاف بقیه چندان دنبال مد و مارک نیست و سعی می کند لباسی بپوشد که به تنش بیاید و اصلا ارزانی یا گرانی آن برایش اهمیتی ندارد.بعد از او هم ، می توان به احمد عابدزاده و هادی طباطبایی اشاره کرد که قیافه و تیپ قابل قبولی داشتند.
"روزی لژیونر می شوم"
لژیونر شدن هم ، یکی دیگر از آرزوهای من است؛ خیلی دوست دارم یک روز پیراهن منچستر یونایتد را بپوشم، آنقدر تلاش و سعی می کنم که به این آرزویم هم برسم.
"روانشناسی میخوانم یا خداشناسی"
خیلی دوست دارم کتاب های مختلف را بخوانم ؛ اما مشکل اینجاست که وقت زیادی برای مطالعه ندارم ، اگر هم وقت داشته باشم یا کتاب های روانشناسی میخوانم یا کتاب های مربوط به شناخت خدا ، چون به خدا ارادت زیادی دارم.
"لباس پوشیدن سلیقه ای است"
من هم شنیده ام که می گویند بهتر است افراد قد بلند لباس مردانه بپوشند تا لباس اسپرت؛ اما چندان به این قضیه اعتقاد ندارم چون لباس اسپرت هم به افراد قد بلند می آید.این موضوع سلیقه ای است و هر کسی بنا به سلیقه خود سراغ انتخاب لباسش می رود.خب ،هر کسی در انتخاب لباس ورزشی اش عاشق یک مارک است، من هم سعی می کنم همیشه آدیداس بخرم.البته باشگاه پرسپولیس با یک شرکت دیگر قرارداد دارد؛ اما این قرار داد شامل دستکش و کفش نمی شود و به همین دلیل همیشه از دستکش آدیداس استفاده می کنم.در ضمن مثل هر جوان دیگری، من هم جز آن دسته افرادی هستم که بهشان می گویند ماشین و گوشی باز! تا 3-2 ماه قبل واقعا موبایل باز بودم و هر چند ماه یکبار، گوشی ام را عوض می کردم،البته سیم کارتی که الآن دارم ، اولین سیم کارت زندگی ام است.درمورد ماشین هم از پژو پرشیا شروع کردم.16 سالم بود که بدون گواهینامه پشت این ماشین می نشستم! بعد هیوندای آزرا خریدم.بعد بی ام و 335 و 630گرفتم حالا هم بی ام و 3X دارم.
زندگی ایده آل-نیمه اول اسفند 88
***
دیدگاه های جالبی راجع به کتگوری های مختلف داره!
شهرت اما ، به نظر من لازمه ی محبوبیته.آدمی که مشهور نیست چطوری میخواد محبوب شه؟لیدیز اند جنتل منز! من نمیخوام مشهور باشم میخوام محبوب باشم! یه کم بیشتر از کمی مسخره س! تصورات از یک استار محبوب کسیه که مدت ها به عنوان یک فرد مشهور درخشیده و تبدیل شده به فیسی که مورد تایید عده ی کثیریه و اونوقته که در دلها می مونه و میشه یه استار محبوب.و افرادی هم هستند که ظرفیت این محبوبیت رو ندارن و بعد از دوره ی مشهوریتشون کنار زده میشن.به طور کلی در هر عرصه ای ، شهرت یه دوره ایه برای سنجش ظرفیت محبوب بودن.خیلی از افراد کنار زده میشن و عده ی محدودی که محبوب میشن انقدر دوست داشتنی هستند که نیازی به ذکر محبوبیتشون در ملا عام نیست.واقع بینانه البته باید گفت عده ای هم هستند که بی ظرفیتیشون در دوران محبوبیت فاش میشه.همه ی اینارم گفتم که بگم استاری مثله علیرضا حقیقی راهش برای محبوبیت تضمین شدس ولی یحتمل زمان نیاز داره.
در ضمن؛در شان فیسی که در آستانه ی محبوبیت قرار داره و موفقیت هاشو به صورت پی در پی می بینیم نیست که بیاد راجع به پنالتی که سالها پیش تونسته بگیره صحبت کنه در شرایطی که زننده ی اون پنالتی در حال حاضر مربیشه و امکان اینکه این مصاحبه رو بخونه خیلی زیاده! این از ارزشش کم می کنه به طور کل.
و در آخر هم یادآوری کنم کپی برداری از این نوشته تنها با ذکر نام وبلاگ امکان پذیره!