.::علیرضا حقیقی::.

کانون هواداران پرسپولیس : وقتي با 21 سال سن به تيم ملي دعوت شوي و محافظ دروازه سرخ‌ها باشي، قطعا بازيكن مستعد و احتمالا خوش‌شانسي هستي. 
عليرضا حقيقي حالا فقط به لژيونر شدن فكر مي‌كند: «مي‌خواهم در پرسپوليس و تيم ملي آنقدر خوب كار كنم تا لژيونر شوم... من عاشق منچستر هستم.»

پرسپوليس را در فصل گذشته چطور ديدي؟
به نظر من پرسپوليس به‌رغم فراز و نشيب‌هايي كه داشت خيلي خوب كار كرد و خدا را شكر كه در پايان پرسپوليس قهرمان شد. البته من معتقدم كه پرسپوليس هرگز نتوانست توقعات را برآورده كند و اين باعث شد هواداران پرسپوليس ناراحت شوند. تغيير سرمربي تيم به ضرر ما شد و پس از آمدن دايي بود كه تيم ما دوباره جان گرفت و توانستيم قهرمان شويم.

عليرضا حقيقي را چطور ارزيابي مي‌كني؟
هميشه دوست دارم تا مردم و كادر فني در مورد من نظر بدهند. فكر مي‌كنم در طول اين مدت عملكردم راضي‌كننده بوده و بابت همين خدا را شكر مي‌كنم.

اما فراز و نشيب‌هاي زيادي هم داشتي...
اين طبيعي است. هر جواني بالا و پايين دارد. اما مهم اين بود كه من هميشه انگيزه و پشتكارم را حفظ كردم و در پايان توانستم اعتماد مربيان تيم را جلب كنم. اين درست كه اين اعتماد كردن دير اتفاق افتاد، ولي خدا را شكر كه اين اتفاق افتاد و من توانستم توي يك نيم‌فصل به گلر اول پرسپوليس تبديل شوم و به تيم ملي هم دعوت شوم.

تو و پرسپوليس پايان خوبي داشتيد.
اين لطف و خواست خدا بود كه اين اتفاق بيفتد. اما اين فصل براي من فراموش‌كردني نيست، چون توانستم با جام قهرماني به تيم ملي بروم.

پس با اين حساب براي تيم ملي حسابي نقشه كشيده‌اي؟
رفتن به تيم ملي آرزوي هر كسي است و خوشحالم كه آرزوي من برآورده شد. رسيدن به قهرماني جام حذفي و تيم ملي براي هر كسي پرزحمت است، ولي نگه داشتن آن از هر چيزي مهمتر و سخت‌تر است.

در فصل گذشته اتفاقات حاشيه‌اي هم براي تو رقم خورد. مثل ماجراي شيث و...
ماجراي شيث يك سوء تفاهم بود كه ديگر تكرار نمي‌شود. اصلا من مي‌گويم كه در آن اتفاق 99 درصد منتقدان حق دارند، ولي اگر حتي يك درصد به من حق بدهيد و شرايط مرا هم درك كنيد، متوجه مي‌شويد كه در آن شرايط سخت نمي‌شود خيلي راحت فكر كرد و تصميم گرفت. هوادارها كاري به اين ندارند كه در زمين چه مي‌گذرد. آنها فقط از من مي‌خواهند كه توپ از خط نگذرد. من هم از اين اتفاقات درس‌هاي زيادي گرفتم و حالا خوشحالم كه يك سال پخته‌تر و باتجربه‌تر شده‌ام.
توي اين مدت خيلي از حاشيه‌سازان به دنبال اين بودند كه من زمين بخورم، ولي دخالت پدرم و يك سري از دوستان بود كه با اين مشكلات جنگيدم. من بعد از داربي هم گفتم كه بايد شوك بدهم و اگر آن فريادها نباشد دچار مشكل مي‌شويم. مطمئن باشيد كه اگر اين صحبت كردن‌ها ايراد داشت، دايي نمي‌گذاشت من اين‌طوري داد و فرياد كنم.

خيلي‌ها نگران هستند كه تو به سرنوشت نيما نكيسا و پدرش دچار نشوي!
من چيزي راجع به دخالت‌ها و يا همراهي پدر نيما نكيسا نمي‌دانم، ولي من با پدرم رفيق هستم و هميشه از حمايت‌ها و صحبت‌هاي او استفاده مي‌كنم. اين را بايد بگويم كه اگر به خاطر پدرم باشد حاضرم كه فوتبال را كنار بگذارم، ولي هرگز به خاطر فوتبال پدرم را كنار نمي‌گذارم. دوست دارم اين را بنويسيد تا منتقدانم تكليفشان روشن شود.

چرا فكر مي‌كني كه منتقد و مخالف داري؟
چون توي چشم هستم! نمي‌دانم... شايد وقتي در آن بازي پرسپوليس - سايپا پنالتي دايي را گرفتم، اين اتفاق افتاد... فكر مي‌كنم توي چشم هستم. حتي اگر يك عطسه بكنم و جلوي دهانم را نگيرم، برايم حرف درمي‌آورند. ولي در مورد بقيه اين‌طوري نيست. من هميشه از حاشيه دوري مي‌كنم، ولي نمي‌دانم چرا حاشيه بي‌خيال من نمي‌شود.

تو با 21 سال سن به تيم ملي رسيدي و در پرسپوليس فيكس شدي. سقف آرزوهاي حقيقي كجاست؟
دوست دارم لژيونر بشوم. با دعوت شدن به تيم ملي اين مسير هموارتر مي‌شود و دوست دارم كه جواب اين زحمات را با لژيونر شدن بگيرم.

از تيم مورد علاقه‌ات بگو.
تا به حال در اين مورد حرف نزده بودم، ولي عاشق منچستر هستم. از خيلي وقت پيش‌ها منچستر را دوست داشتم.

فكر مي‌كني دايي سخت‌گيرتره يا فرگوسن؟
(خنده) با فرگوسن كه تا حالا كار نكرده‌ام. دايي هم فقط توي زمين سختگير است. بيرون زمين دايي با همه رفيق است.

***

خبر تازه ای نیست ، جریان منشوری شدن هم همچنان نا مشخص پیش میره... یه سری مصاحبه ها بود که من وقت نکرده بودم اسکنشون رو بذارم، مال فصل پیش بود.احتمالا تا چند روز آینده براتون میذارمش.اینطور که من شنیدم هم علیرضا فردا برای تمدید میره باشگاه.

»» بیوگرافی علیرضا رو به صورت تکمیل شده میتونید بخونید.توی بخش موضوعات وبلاگ،بخش بیوگرافی رو انتخاب کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت   توسط ....  | 

مصاحبه مجله مادران

مصاحبه با سنگربان پرسپولیس؛علیرضا حقیقی

به این زودی ها لباس دامادی نمی پوشم!

 

مادران:حدس می زنی در این مصاحبه چه سوالی بپرسم؟

- نمیدانم والله! اما خدا کند سوال های سخت نپرسی ؛ چون کلاهمان تو هم می رود!

مادران: اگر به اسم مجله توجه کنی، خیلی از سوالات را به راحتی جواب می دهی!

- ببینیم و تعریف کنیم.

مادران: مادرت را در یک جمله توصیف کن!

- نمی توانم این کار را بکنم.چون امکان ندارد در یک جمله بتوانم مادرم را تعریف کنم. مادر،بهترین انسان روی زمین است. کاش می توانستم یک روزی زحمات مادرم را جبران کنم، ولی نمی توانم!

مادران:ارتباط نزدیکی که بین تو و پدرت هست، در مورد رابطه تو و مادرت هم صدق می کند؟

- بله. من با پدر و مادرم ارتباط نزدیکی دارم. اما چون اکثر مواقع همراه پدرم به تمرین می روم یا کارهای فوتبالی ام را زیر نظر پدرم انجام می دهم ، این ارتباط بیشتر به چشم می آید. من و پدرم فوق العاده با هم خوب هستیم و البته همیشه نظر مادرم را جلب می کنیم.

مادران: به نظر می رسید پدرت جای برادر را هم برایت پر کرده!

- دقیقا. به همین خاطر من احساس نمی کنم برادر ندارم.واقعا پدرم را دوست دارم. او هیچ وقت من را تنها نگذاشته و همیشه همراه هم بودیم.

مادران: با این تفاسیر هنگامی که بخواهی ازدواج کنی، دل کندن از این خانواده برایت سخت است!

- حالا حالا ها که قصد ازدواج ندارم.من هنوز خیلی جوانم، دیدی سوالات دارد سخت می شود؟

مادران:مگر ازدواج کردن کار بدی است؟

- نه من که این حرف را نزدم ، ولی به موقعش ازدواج میکنم.

مادران: در انتخاب همسر آینده ات چقدر نظر مادرت مهم است؟

- خیلی! نظر خانواده برایم مهم است و مطمئن باشید نظر آنها را جویا می شوم.

مادران: اگر مادرت ، دختری را انتخاب کند ، مخالفتی نمی کنی؟

- مسلما مادرم دختر خوبی را زیر نظر می گیرد و من هم تمام شرایط را بررسی میکنم و بعد تصمیم می گیرم.

مادران: پس به فکر ازدواج هستی؟

- نه بابا! من فقط بیست و یک سالمه! به این زودی ها لباس دامادی نمی پوشم ، فعلا به فوتبال هم فکر میکنم.

مادران: به آن چیزی که در فوتبال می خواستی ، رسیدی؟

- تا حدودی. من همیشه تلاش کردم تا در اوج باشم. افتخار می کنم با این سن سال ها در پرسپولیس بودم.

مادران: هدفت در فوتبال چیست؟

- حضور در تیم ملی و افتخار آفرینی با پرسپولیس. من عاشقانه، پرسپولیس را دوست دارم و دلم میخواهد با این تیم قهرمان آسیا شوم.

مادران:

- روزی پرسپولیس قهرمان ایران شد،تو در بازی نبودی.در آن زمان چه حسی داشتی؟

- درسته که من نبودم. اما بعد از بازی در جشن پرسپولیس شرکت کردم و به خاطر تیمم خوشحال بودم.

مادران: وقتی پنالتی علی دایی را مهار کردی ، خوشحال تر بودی یا جشن قهرمانی؟

- پنالتی آقای گل جهان را گرفتن، خیلی سخت بود و آن زمان با تمرکز این کار را کردم. میخواستم خودم را ثابت کنم. اما نمی توانم بگویم چه زمانی خوشحال تر بودم.

مادران: بعد از جدایی نیکبخت از پرسپولیس با کدام بازیکن صمیمی تر هستی؟

- من با تمام بازیکنان ارتباط خوبی دارم اما بالطبع با شیث صمیمی تر هستم.چون سالها در پرسپولیس با هم بودیم و خوشحالم او دوباره به پرسپولیس برگشته.

مادران: راستی چطور راضی شدی پیراهن شماره 13 را به شیث پس بدهی؟

- ای بابا! دیگه شیث قبل از من این شماره را پوشیده بودو من هم به خاطر رفاقت با شیث شماره 13 را پس دادم.

مادران: مسایلی مطرح شد مبنی بر اینکه تو رضایت نداشتی!

- خودم می گویم من با رضایت کامل شماره 13 را در آوردم؛ حالا بقیه هر چه دلشان می خواد بگویند.

مادران: چرا دوست داشتی شماره 90 را بپوشی؟

- دوست داشتم خاص باشم و به توصیه دوستانم این شماره را انتخاب کردم. اما سازمان لیگ اجازه نداد 90 را بپوشم. قسمت نبود دیگر!

مادران: ارتباطت با خبرنگاران چطور است؟

- نمیدانم ، شما بگویید؟!

مادران: ما که میگوییم عالی است ؛ اما بعضی از خبرنگاران به خاطر اینکه جواب موبایلت را نمی دهی ، ناراحت هستند.

- باور کنید ، من این کار را از قصد نمی کنم و هیچ مشکلی با خبرنگاران ندارم.شما را به خدا من را با کسی درگیر نکنید!

مادران: از خصوصیات اخلاقی خودت بیشتر بگو!

- چه بگویم که تعریف از خود نباشد! در مجموع پسر خوبی هستم.

مادران: خانواده و دوستانت هم این مسئله را تایید میکنند؟

- بله. چرا نکنند؟ پسر به این دسته گلی...!

مادران: رابطه ات با خواهرت چطور است؟

- عالی، فوق العاده! خدارا شکر از دعواهای خواهر و برادری در خانه ما خبری نیست.

مادران: اما می گویند دعواهای خواهر و برادری از دوست داشتن زیاد است!

- من که هر چه میگویم،شما می خواهی آتش به پا کنید! ... ما دعوا نمی کنیم و عاشق یکدیگر هستیم.

مادران: پس در انتخاب همسر آینده ، نظر خواهرت را می پرسی؟

- خوب بله! خیلی هم مهم است! به این راحتی نمی توانی بین من و خواهرم را به هم بزنید (با خنده)

مادران: من فقط سوال کردم و دوست دارم راستش را بگویید!

- من راستش را گفتم ؛ امیدوارم قبول کرده باشید.

مادران: تا حالا پیش آمده مادرت در مورد بازی ات نظر بدهد یا آنالیز کند؟

- بله. او همیشه بازی های من را می بیند، اما بیشتر تعریف می کند و دلش شور می زند که مبادا من گل بخورم یا مصدوم شوم. مادرم بیشتر نذر می کند تا پسرش صحیح و سلامت باشد.

مادران: چقدر به مد و ماشین اهمیت می دهی؟

- من هم مانند جوان های امروزی دوست دارم شیک پوش باشم و به ماشینم هم اهمیت می دهم اما در حد معقول که زیاده روی نکرده باشم.

مادران: بهترین هدیه ای که تا به حال برای مادرت تهیه کرده ای ، چه بوده است؟

- اجازه بدهید نگویم! چون آنقدر مادرم در حق من محبت کرده که هیچ هدیه ای در حد او نیست. اما مطمئن باشید همیشه سعی می کنم بهترین هدیه ها را بخرم تا کمی از خجالتش در بیایم.

مادران: با این حساب در آینده هدیه ای که برای همسرت می خری ، کمتر از هدیه مادرت هست؟

- مادر همیشه جایگاه خودش را دارد ؛ اما مطمئنا من قدر همسرم را می دانم. باز هم سوالات سخت شد!

مادران: موافقید سوالات فوتبالی بپرسم؟

- بفرمایید.

مادران: با تغییر و تحولاتی که امسال در پرسپولیس رخ داده به نظرت تیم نتیجه می گیرد؟

- بله. بچه ها در زمین خوب بازی می کنند و کرانچار هم از دانش بالایی بر خوردار است.

مادران: پس از رفتن ستارگانی همچون علی کریمی،مازیار زارع ، پژمان نوری و ... به پرسپولیس لطمه نمی زند؟

- درست است پرسپولیس بازیکنان زیادی را از دست داده ، اما به جای آنها جوان هایی را در اختیار گرفته که انگیزه بالایی دارند و می توانند با تیم نتایج خوبی بگیرند.

مادران: به نظرت در این فصل چه زمانی درون دروازه می ایستی؟

- نمی دانم. به نظر سر مربی بستگی دارد. من تمام تلاشم را در تمرینات می کنم و آقای عابد زاده هم از من رضایت کامل دارد. امیدوارم بتوانم دوباره این فرصت را به دست بیاورم و درون دروازه بایستم و تا آن زمان صبر میکنم و تمرین!

مادران: اما در امارات درخشش خوبی داشتی!

- گفتم که من به نظر سرمربی احترام می گذارم و هر زمانی که کرانچار تشخیص بدهد ، از دروازه پرسپولیس حراست میکنم!

مادران: ارتباطت با میثاق معمار زاده چطور است؟

- ما هیچ مشکلی با هم نداریم و در کنار هم رقابت می کنیم ولی حاشیه سازان میخواهند برای ما حرف و حدیث درست کنند.

مادران: در زندگی شخصی ات گل نخوردی؟

- توکل من همیشه به خداست و اگر گاهی هم گل بخورم سعی میکنم درس بگیرم و دیگر اشتباه نکنم.

مادران: تو از جمله پسر های شلخته هستی؟

- اصلا این حرف ها به من نمی آید. من پسر مرتب و تمیزی هستم.

مادران: اگر غول چراغ جادو رو به رویت ایستاده بود، برای مادرت چه آرزویی میکردی؟

- آرزو می کردم همیشه سایه مادر و همچنین پدرم بالای سر من باشد.

مادران: تا به حال خلاف کردی؟

- دست شما درد نکند! من و خلاف؟!

مادران: منظورم خلاف در رانندگی بود.

- شاید مجبور شدم بعضی وقت ها تند بروم یا چراغ قرمز را رد کنم.بیشتر هم به خاطر این بود که زودتر سر تمرین بروم، باور کنید!

مادران: اگر دوباره متولد شوی، باز هم فوتبال را انتخاب می کنی؟

- بله.چون من عاشق فوتبال هستم و این رشته را با تمام پستی و بلندی هایش دوست دارم.

مادران: در خودت می بینی روزی جای بزرگانی همچون عابد زاده را بگیری؟

- من هیچوقت نمی توانم این کار را بکنم ؛ چون عابد زاده اسطوره بوده و من افتخار میکنم که زیر نظر او کار میکنم.

مادران: حرف پایانی؟

- برای تمام مادران علی الخصوص مادران ایرانی آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم همیشه صحیح و سالم باشند.

 

پی نوشت.1:سعی میکنم زودتر اسکن این مجله رو هم بذارم، البته مال مهر 88 بوده ولی داشتنش خالی از لطف نیست!

پی نوشت.2: این مصاحبه بدون شک جز ضعیف ترین مصاحبه هاییه که تا به امروز خوندم! من که چهارتا کتاب روزنامه نگاری خوندم و زیر دست چهارتا دانشجو بودم دیگه میتونم اشکالای اینو بگیرم ، من نمیدونم اون فردی که مصاحبه کرده واقعا رشته یا حرفه ش این بوده  یا یه آدم معمولی که صرفا رفته ببینه همسر آینده علیرضا رو کیا باید تایید کنن و این دست بحث های حاشیه ای و بی مصرف.بی محتوا تر و بی اصول تر از این مصاحبه ، تا امروز نخونده بودم. از نظر نگارشی هم که اصلا حرفشو نمی زنم... حتی دوس نداشتم اصلاحش کنم .. خودتون دقت کنید یه جاهاییش می بینید.افتضاح بود واقعا... افتضاح.انگار این مطالب زیر دست ویراستار نرفته بود .. گرچه این وظیفه خود خبرنگار یا مصاحبه کننده محسوب میشه که متن مصاحبه شو باز نویسی کنه و ایراداتشو بگیره ولی کسی که حتی اصول و روند مصاحبه رو نمیدونه، ازش انتظاری بیشتر از این نمیره .. واقعا متاسفم.

پی نوشت.3:این هم اسکن های مجله ی "راه زندگی".

 

بعد از نگارش»شما می تونید نظر شخصی من در باب اتفاقات اخیر علیرضا رو توی باکس کامنت های همین پست بخونید.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت   توسط ....  | 

احقاق یک آرزوی بزرگ !

alirezateamb02a6.jpg

با خط خوش دوست داشتن در پس تقویم های دلمان که به رنگ قهرمانی خوش است ، می نویسیم

"امروز پسر 22 ساله محبوبمان به تیم ملی بزرگسالان ایران دعوت شده است" و هر لحظه زمزمه میکنیم با خودمان ، مبادا یادمان برود رویای دیگری را که رنگ خوش حقیقت به آن پاشیده شد .. !

دعوت شدن علیرضا حقیقی به تیم ملی ایران افتخاری ست که بر پیشانی شادی هایمان می نویسیم و به بهترین شکل مبارک می شماریم اش .. ! چه روز مقدسی ست امروز .. !

ضمن اینکه این اتفاق مهم رو تبریک میگم ، یادآوری میکنم که شخص "علیرضا حقیقی"  هر چقدر هم که پیشرفت کنه و توی بخش های مختلف بدرخشه ، برای ما همون گلر ساده و دوست داشتنی سالهای پیش تداعی میشه و هیچ شخصیت جدیدی قابل پذیرش نیست !! علیرضا حقیقی تا ابد برای ما همون آدم دو سال پیش باقی میمونه ، با این تفاوت که اینبار بناست خاطرات ما در چهره ی مرور ، تبسم های اجباری را به آینه های زمان حال تقدیم کنند .. !

تبریک!

 ***

به عنوان هدیه ی کوچکی به مناسبت این افتخار، از طرف وبلاگ ما می تونید اسکن مصاحبه ی "زندگی ایده آل" رو از اینجا بردارید.

                                 

توجه:متن مصاحبه توی پست های قبل موجوده.

 به امید موفقیت های پی در پی علیرضای عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت   توسط ....  | 

نمی بازیم هرگز!

سایپا ۲ - پرسپولیس ۰

باخت نا باورانه ای بود که اتفاق افتاد. من به شخصه از دسته افرادی هستم که هیچوقت یک باخت رو توجیه نمیکنم ٬ مگر اینکه واقعا جای حرف زدن داشته باشه.

این بازی هم ٬ بر خلاف تمام تلاش هایی که برای برگزاریش شکل گرفت ٬ هیچ جایی برای حرف زدن نداره.کم کاری بود و تا حدی هم میشه با قاطعیت گفت که دروازه طلسم شده بود و انتقاد صمیمانه م از تیم سایپا اینه که قوتش توی دفاعش نیس ٬ توی دروازه بانشه... دروازه بانی که دیشب بر خلاف تمام حرفهای قبلیم ٬ گفتم که خوشحالم از دعوتش به تیم ملی...!

امیدوارم توی بازی های بعدی جبران کنیم.

*کسی که بازی میکنه امکان باخت داره ٬ ولی کسی که بازی نمیکنه از همون اول بازنده س!*

***

علیرضا حقیقی:

بازي سختي مقابل سايپا داشتيم. آنها بازيكنان جوان و با انگيزه‌اي داشتند و

بسيار خوب كار كردند. البته ما هم موقعيت‌هاي زيادي داشتيم كه آنها را از دست داديم.


وي افزود: اگر ضربه پنالتي ما در نيمه اول به گل تبديل مي‌شد،

مي‌توانستيم به بازي برگرديم و حتي پيروز شويم. با اين شكست،

3 امتياز حساس را از دست داديم؛ اما اميدواريم در بازي‌هاي بعدي جبران كنيم

و روند موفقيت‌هايمان را ادامه دهيم.


حقيقي درباره گل‌هايي كه در اين ديدار دريافت كرد، اظهار داشت:

گل اول به علت لو دادن توپ در ميانه ميدان توسط بازيكنان خودمان بود.

گل دوم هم توپ در بين راه به بازيكنان خودي برخورد كرد و منحرف شد؛

وگرنه مي‌توانستم اين ضربه را مهار كنم.


وي ادامه داد: اين بازي را به حريف واگذار كرديم؛

اما اميدواريم در ديدارهاي بعدي جبران كنيم و از خجالت هواداران درآئيم.

روز روز ما نبود؛ اما هواداران ديدند كه بازي خوبي انجام داديم و مستحق شكست نبوديم.

 

 ***

پی نوشت:

تمرینات ٬ امروز در ورزشگاه فشی فر انجام شد.

 

3uiqvh9lcsrsh733t4k.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت   توسط ....  | 

پرسپولیس در دبی

اشتباهات موثر داور و كمك داور بازي در نيمه دوم موجب شكست سرخ پوشان شد. 

نتیجه ی بازی: یاران سالم سعد۴ - پرسپولیس 2

زننده ی گل های پرسپولیس:

هادي نوروزي و حميد علي عسگر

ترکیب پرسپولیس[نیمه ی اول]: علیرضا حقیقی، ابراهیم شکوری، مجتبی شیری، سپهر حیدری، علیرضا محمد، کریم باقری، سامان آقازمانی عادل کلاه کج، محمد منصوری، هادی نوروزی و محسن خلیلی.

ترکیب پرسپولیس[در نیمه ی دوم اضافه شدند]: شيث رضايي، حميد علي عسگر، جلال اكيري، نبي الله باقري ها، ميثم بائو، حسين بادمكي، تياگو فراگو ، مهدي شيري، وسلي برلزيليا و مجتبي زارعی.

توضیحات:

- یکی از گل های نوروزی به اشتباه داوری آفساید اعلام شد.

- گل حسین بادامکی مورد قبول داور نبود.

- دو موقعیت تک به تک مجتبی زارعی به اشتباه داوری آفساید اعلام شد.

- هادی نوروزی  , علیرضا محمد و مجتبی زارعی از داوری کارت زرد دریافت کردند.

توضیحات حاشیه:

حدود 500 نفر از هوادارن سرخ پوش بازی رو از نزدیک تماشا می کردند و تعدادشون بیشتر از تماشاگران تیم میزبان بود.

حبيب كاشاني و مسئولين باشگاه پرسپوليس در قسمتي خارج از VIP شيشه اي قرار گرفتند.

در اين ديدار تقريبا تمامي بازيكنان پرسپوليس تعويض شدند

در اسكوربورد ورزشگاه لوگوي باشگاه پرسپوليس به اشتباه قرار گرفته بود كه با قرار دادن لوگوي صحيح تصوير اسكوربورد اصلاح شد.

آفسايد گيري هاي گاه و بي گاه داور كه در برخي موارد به اشتباه انجام شد موجب كلافگي بازيكنان پرسپوليس شده بود.

مهرزاد معدنچي، محمد نصرتي و مازيار سابق بازيكنان سابق پرسپوليس و شاغل در ليگ امارت از تماشاچيان اين ديدار بودند.

پی نوشت: نکته بسیار حساس این بازی این بود که چند تن از بانوان برای هواداری از پرسپولیس توی ورزشگاه بودند...وضعیتی که من و امثالم توی ایران از اون بی نصیبیم و هر بار با دیدن اون جمعیتی که به استادیوم میرن باید آرزو کنیم که کاش ما هم جز اونا بودیم...[چون این موضوع یکی از پر رنگ ترین موضوعات آزار دهنده برای شخص بنده ست ٬ طی یادداشت ویژه ی فرهنگ مملکت گل و بلبلم را خواهم کوبید!]

پی نوشت ۲:برای بازی بعدی لینک دیدن بازی رو به صورت آنلاین در اختیارتون میذارم.

پی نوشت ۳:منتظرم عکس های بازی برام ایمیل بشن تا براتون بذارم.

پی نوشت ۴:ضمن اينكه سه بار پرچم اشتباه آفسايد كمك داور در نيمه دوم سه فرصت گلزني را از مجتبي زارعي و تيم پرسپوليس گرفت. صحنه هاي آهسته پخش شده از شبكه دبي اسپورت باعث شد تا گزارشگر اين شبكه نيز ناچار به پذيرش برخي از اين اشتباهات شود.می تونستیم بازی رو ببریم... باز هم داوری!

 

در نهایت هم خیلی خوشحالم که علیرضا توی ترکیب اصلی فیکس شده و متاسفم که آقای دائی نائیجی رو بعد از گل سوم به جای علیرضا آوردند.من فکر می کنم فرق بین این دو نفر خیلی فاحش باشه!

 

[این هم عکس البته علیرضا توش نیست]

برای دیدن عکس در سایز اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

عکس های بازی در ادامه مطلب.

تعداد:۵

مصاحبه با علیرضا حقیقی

[ویژه نامه نوروزی پرسپولیس]


سال ۸۸ چطور گذشت؟

خدارو شکر سال خوبی بود

زندگی ورزشیت بهتر بود یا زندگی خصوصی؟

زندگی ورزشی و خصوصی یک ورزش کار را نمیتوان از هم جدا کرد چون بالاخره زندگی خصوصی ورزشکاران تحت تاثیر زندگی ورزشی آنان است.در مجموع سال خوبی را پشت سر گذاشتم.

بهترین خاطره ی سال۸۸؟

پیروزی بر استقلال قطعا بهترین خاطره ی من و تمام پرسپولیسی ها است.هرچند که برای من پایان خوبی نداشت.

وبدترین خاطره؟

شکست ۵بر۱ مقابل الغرافه روز نحسی بود! این اخرسال هم تعدادی از همکاران شما برایم حاشیه درست کردن که مطمئنا در سال۸۹ پاسخ محکمی برای آنها دارم!

یک صحنه ی خنده دار در طول بازی های این فصل برایمان تعریف

کن.

همین چند بازی قبل بود انگشت دستم درد میکرد دستکشم را دراوردم بعد از اینکه دکتر اسپری زد به شیث گفتم دستکشم را دستم کن.بی مروت انگشتم را کشید!

چرا؟

خودش میداند.این شیث هم برای خودش پدیده ای است!

مشکلاتت با او حل شده؟

مشکلات؟ تورو خدا ول کن کدام مشکل خودتان میدانید شیث صمیمی ترین دوست من است.

هنوز عیدی میگیری؟

نه از سن وسال ما گذشته.

اهل عیدی دادن هستی؟

ای!

میگویند خیلی خسیسی؟

من؟یعنی سپهر حیدری زندان است؟سپهر پیشکسوت من است!

شکمو ترین بازیکن؟

محسن خلیلی شک نکن.

خوشگل ترین بازیکن پرسپولیس؟

بازهم محسن خلیلی.از او بهتر سراغ ندارم!

اهل اس ام اس بازی هستی؟

نه زیاد!

جدی؟چقدر لوسی!

خب بنویس هستم!

اگر قرار باشد یک نفر را از پرسپولیس اخراج کنی ان یک نفر کیست؟

هیچ کس!

حالا یک نفر را به پرسپولیس بیاور.

قطعا علی کریمی را میاورم.

بازیکن قاچاقی پرسپولیس؟

سپهر حیدری تمام بازی ها را قاچاقی بازی میکند.(!)

از علی دایی عیدی نمیگیری؟

چرا خوب شد یادم انداختی حتما عیدی میگیرم!

یک خاطره از علی دایی؟

بهترین وبزرگترین خاطره ام مهار پنالتی علی دایی است یک جوان ۱۶ساله با شجاعت مصطفی دنیزلی به میدان امد تا مهار پنالتی اقای گل جهان بهترین خاطره فوتبالیش را رقم زد.

دعای سال تحویل علیرضا حقیقی؟

سلامتی برای خودم،خانواده ام،دوستانم و اهالی ورزش.

 

[با تشکر از کی ناز عزیز برای تایپ مصاحبه!]

 

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت   توسط ....  |